فرآیندهای مدیریتی و ساختارهایی وجود دارند که فضای مناسبی برای اکتشاف و بهره‌برداری بوجود می آورند. در شانزدهمین قسمت استراتژی از رویکرد دوسوتوانی سازمانی با هارمه همراه باشید تا به بررسی بهبود ساختارها و فرآیندهای مدیریتی برای اکتشاف و بهره‌برداری بپردازیم.

بهبود ساختارها و فرآیندهای مدیریتی برای اکتشاف و بهره‌برداری

آون (۲۰۱۰) با بررسی نمونه‌هایی از تولیدکنندگان تصاویر عکس، کامپیوتر شخصی و محصولات خودرو تأثیرات را بر اکتشاف (نوآوری انقلابی) و بهره‌برداری (نوآوری تدریجی) ارزیابی کرد. وی متوجه شد که مجموعه مشخصی از فرآیندهای مدیریتی در سطح سازمان که به طور عمومی در میان تمام پروژه‌ها وجود دارند، مانند استخدام بر پایه تجربه، تأثیر مثبت بیشتری در نوآوری انقلابی نسبت به نوآوری تدریجی دارد. مجموعه‌ای از فرآیندهای مدیریتی در سطح تیم با یک پروژه نوآوری خاص، مانند پاداش دادن به عملکرد یک کارگر در تیم خاص، تأثیر مثبت قوی‌تری در نوآوری تدریجی نسبت به نوآوری انقلابی دارد. بسیاری رفتارهای متقابل مناسب هم پیدا شد. به طور خلاصه این مطالعه، فرآیندهای مدیریتی متفاوت و مؤثری برای پرورش اکتشاف و بهره‌برداری در بخشی از کارمندان تعیین کرد.[1]

دویسر و همکاران (۲۰۱۰) تأثیرات ساختار دوسوتوانی در فرآیندهای تدریجی و انقلابی توسعه محصولات جدید (NPD) در شرکت‌های تولیدی مختلفی را موردمطالعه قراردادند. آن‌ها فهمیدند که ساختار میان وظیفه‌ای برای نوآوری‌های انقلابی و رادیکال، مؤثرتر از ساختارهای وظیفه‌ای عمل می‌کنند و ساختارهای وظیفه‌ای برای نوآوری‌های تدریجی بهتر عمل می‌کنند. دوسوتوانی ساختاری شامل هر دو نوع ساختارهای پیشنهادشده می‌شود. [2]

بنر و توشمن (۲۰۰۳) در یک مقاله نظری توانایی‌های پویا را با مدیریت فرآیند به‌شدت کنترل‌شده که با مدیریت کیفیت فراگیر (TQM) همراه است مورد مقایسه قرارداد؛ و به نحوه هماهنگی تفاوت‌ها بین نوآوری بنیادی و تدریجی اشاره کردند؛ و بیان داشتند که مدیریت فرآیند به‌شدت کنترل‌شده، نوآوری تدریجی برای مشتری‌های موجود را پرورش می‌دهد ولی مانع نوآوری بنیادی و ساختاری و یا نوآوری برای مشتری‌های جدید و بالقوه می‌شود. مدیریت فرآیند عملکرد سازمانی را در حوزه‌های تغییر تدریجی کسب‌وکار و تکنولوژی رشد می‌دهد. نیاز به توانایی‌های پویا در حین دوره‌های آشوب تکنولوژیکی است و توانایی‌های پویا در هردوی فرآیندهای مدیریتی اکتشاف و بهره‌برداری ریشه دارد. شکل‌های سازمانی دوسوتوانی فرآیندهای مدیریتی اکتشاف را از مدیریت فرآیند جدا می‌کند، بنابراین هر دو می‌تواند در سازمان وجود داشته باشد و در موفقیت سازمان سهیم باشند.[3]

لوپز- مایلگو و همکاران (۲۰۰۹) ارتباط بین مدیریت کیفیت و نوآوری بیشتر را جستجو کرد و ایده‌های خود را به‌وسیله نمونه بزرگی از شرکت‌های تولیدی مورد آزمایش قرار داند. آن‌ها متوجه شدند که توانایی‌های نوآوری، توانایی‌های سازمان را برای مطابقت با برنامه‌های کیفیت بالا می‌برد. تعارض بین این دو نوع فرآیندهای مدیریتی (اکتشاف و بهره‌برداری) به آن شدتی که دیگران مطرح کرده‌اند نیست. کلیدی برای تعدیل تأثیرات منفی، نگهداری روابط خوب کاری بین گروه‌ها و افراد است که درگیر این فرآیندهای مدیریتی متفاوت هستند. [4]

دنیلز (۲۰۰۲) دینامیک فرآیندهای مدیریتی اکتشاف و بهره‌برداری به‌وسیله مدلی که سازه آن ارتباط بین شایستگی‌های مشتری و تکنولوژی بود، در مطالعه موردی از پنج شرکت مهندسی با تکنولوژی بالا بررسی نمود.

نوآوری محصول ممکن است شامل شایستگی‌های تکنولوژی و مشتری باشد که برای شرکت جدید است که در این صورت دنیلز نوآوری را «اکتشاف خالص» می‌نامد.
متعاقباً، نوآوری ممکن است شامل شایستگی‌های مشتری و تکنولوژی باشد که برای شرکت موجود و هم‌اکنون در آن گسترش داده‌شده‌اند که این‌یک نمونه از «بهره‌برداری خالص» است.

در میان این دو طرف مواردی هستند که شامل شایستگی‌های موجود یا جدید در تکنولوژی و یا مشتریان هستند. مطالعات تلاش می‌کرد توضیح دهد چگونه چهارترکیب متفاوت شایستگی‌ها می‌توانند اهرمی مؤثر برای یکدیگر جهت توسعه محصول جدید باشند. برای مثال، ساخت یک شایستگی مشتری جدید ممکن است به‌وسیله از بین بردن تدریجی یک شایستگی موجود توسعه یابد. آن‌ها توصیه می‌کنند که اگرچه شایستگی موجود می‌توان حوزه نوسازی آینده را باریک نماید، اما ممکن است به‌عنوان سنگ بنای ساخت یک شایستگی جدید نیز به‌کاربرده شود. دینامیک چهار نوع نوآوری توصیف‌شده دنیلز کمی پیچیده است، اما تناقضات شدیدی بین اکتشاف و بهره‌برداری نشان نمی‌دهد.[5]

سوسی و هیلند (۲۰۰۸) دینامیک اکتشاف و بهره‌برداری را در مطالعه موردی از یک شرکت مهندسی استرالیایی جستجو کردند. آن‌ها متوجه شدند افراد دانش جمع‌آوری‌شده به‌وسیله هر دو ابزار اکتشاف و بهره‌برداری از داخل و خارج شرکت را باهم جمع و تکمیل می‌نمایند. ظرفیت جذب [6]، توانایی انتقال دانش منابع خارجی از مسیر اکتشاف و شکل‌دهی مجدد آن برای بهبودهای تدریجی را زیاد می‌کند. این تشریحی از ادغام اکتشاف و بهره‌برداری در سطح فردی است. [7]

این مقالات نشان می‌دهند که ساختارهای متفاوت همانند فعالیت‌های متفاوت منابع انسانی به طور متفاوتی اکتشاف و بهره‌برداری را در مدیریت تکنولوژی حمایت می‌کند. در مورد آخر، سطحی که این موارد به کار بسته شد متفاوت بود. اگرچه فرآیندهای مدیریتی TQM به‌خوبی اکتشاف را حمایت نمی‌کند، اما توانایی‌های بهره‌برداری تطبیق TQM را راحت می‌کنند. افراد به‌خوبی گروه‌ها می‌توانند یادگیری اکتشافی و بهره‌برداری را ادغام نمایند. توانایی‌های بهره‌برداری می‌تواند اهرمی مؤثر برای فعالیت‌های اکتشافی باشد و بالعکس.


قسمت قبلی قسمت بعدی
اکتشاف، بهره‌برداری و بازاریابی قابلیت‌های پویا و دوسوتوانی سازمانی
بهبود ساختارها و فرآیندهای مدیریتی برای اکتشاف و بهره‌برداری
5 (100%) 4 رای

پانویس ها و مراجع   [ + ]

دیدگاه بگذارید

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz