نوآوری باز تلاشی است برای افزایش بهره وری و ایجاد ارزش بیشتر که با حرکت سازمان فرای مرزهای سازمانی ایجاد می گردد. نوآوری یا به منظور اکتشاف یا بهره‌برداری می باشد و نوآوری باز نیز از این رهگذر خارج نیست. در دوازدهمین قسمت استراتژی از رویکرد دوسوتوانی سازمانی با هارمه همراه باشید تا به بررسی اکتشاف، بهره‌برداری و نوآوری باز بپردازیم.


مدل نوآوری

شکل زیر مدل ساده‌ی نوآوری به مثابه فرایند تبدیل ایده‌ها به واقعیت و کسب ارزش از آنها را نشان می‌دهد. این مدل «قیف نوآوری» نام دارد. بر اساس این شکل، فرایند نوآوری شامل چهار مرحله است که در هر مرحله، چالش‌های خاصی وجود دارند. تنها در شرایطی که بتوان کل این فرآیند را مدیریت کرد، نوآوری احتمال موفقیت خواهد داشت.

مدل «قیف نوآوری» در مدیریت نوآوری در سازمان
مدل «قیف نوآوری» در مدیریت نوآوری در سازمان

زمانی که تمامی فرایند نوآوری را در مرزهای یک سازمان صورت گیرد می گوییم که مدل نوآوری بسته است.

نوآوری باز

هر چند که در دهه نود برخی سازمان‌ها از مفهوم و روش‌های نوآوری باز استفاده کرده و توفیقات قابل توجهی کسب و کرده بودند اما اولین بار در در اوایل قرن بیست و یکم یعنی بین سال‌های 2000 تا 2003 مفهوم نوآوری باز توسط هنری چسبرو تئوریزه و در محافل آکادمیک مطرح شد. هنری چسبرو [1] مدل نوآوری باز را ارائه نمود که در آن، سازمان‌ها ایده‌های شکل گرفته در داخل و خارج سازمان را با استفاده از مسیرهای درونی و بیرونی منتهی شده به بازار، تجاری‌سازی می‌نمایند. در نوآوری باز برخلاف مدل‌های سنتی نوآوری اصل بر بهره‌برداری از ایده‌ها (چه در داخل سازمان و چه خارج سان آن) است و چنین فرض می‌گردد که ایده‌های داخلی را می‌توان از کانال‌های خارجی وارد بازار کرد یا ایده‌های خارجی را می‌توان از کانال‌های داخلی وارد بازار کرد و در نهایت باعث ایجاد ارزش برای سازمان می‌شوند.

تفاوت پارادایم نوآوری باز با مدل نوآوری بسته
تفاوت پارادایم نوآوری باز با مدل نوآوری بسته

نوآوری باز تاکید می‌کند که نوآوری برای افراد خاص، موضوعات خاص و محل‌های خاص نیست، بلکه نوآوری را می توان در همه افراد در همه محل‌ها و همه موضوعات جستجو نمود. این پارادایم بر همه‌گیری و اجتماعی شدن نواوری تاکید بسیاری دارد. در جدول زیر می توانید برخی تفاوتهای نوآوری باز و بسته را ببینید.

تفاوت اصول الگوی نوآوری باز با الگوی نوآوری بسته
تفاوت اصول الگوی نوآوری باز با الگوی نوآوری بسته

اکتشاف، بهره‌برداری و نوآوری باز

مقالات زیادی به بررسی اکتشاف، بهره‌برداری و نوآوری باز در مدیریت پرداخته اند.[2][3][4][5][6] فرضیه پایه‌ای این مقالات این است که برای اکتشاف و بهره‌برداری اتحاد در نظر گرفته شود، اگرچه آن‌ها اکتشاف، بهره‌برداری و نوآوری باز را از راه‌های متفاوتی توضیح می‌دهند. روسنکوف و لاوی به‌خوبی به ماهیت اینکه چه چیزی باید فرض گرفته شود پی بردند،

اتحاد اکتشافی زمانی است که شرکا برای تحریک خلق یا کشف تکنولوژی‌های جدید باهم یکی می‌شوند و
اتحاد بهره‌برداری زمانی است که شرکا برای تجاری کردن یا استفاده از تکنولوژی‌های موجود باهم یکی می‌شوند.

در یک دورنمای نسبتاً متفاوت شرکا اکتشاف مایل هستند بالادست محور باشند و شرکا بهره‌برداری مایل هستند پایین‌دست محور باشند. این ایده مشابه هی و وانگ (۲۰۰۴) است که می‌گفتند نوآوری اکتشافی تمایل ورود به قلمروهای بازار-محصول جدید را داشته باشد و نوآوری بهره‌برداری تمایل به پیشرفت ویژگی‌های بازار-محصول موجود را داشته باشد. [7] بنگتسون و همکاران برخی از فرضیه‌های پایه‌ای در اکتشاف، بهره‌برداری و نوآوری باز در مدیریت تکنولوژی را به‌خوبی بیان کرده است و برخی منابع تجربی برای حمایت آن‌ها پیداکرده است. آن‌ها پیشنهاد کرده‌اند که شکست مطالعات قبلی برای پیدا کردن تأثیرات مفید نوآوری باز بر عملکرد سازمان از نادیده گرفتن تفاوت تأثیر برون‌سپاری مختلف بر جنبه‌های متفاوت عملکرد ناشی می‌شود. بنگتسون و همکاران در یک مطالعه تجربی نشان داند که شرکت‌های مهندسی با برون‌سپاری هزینه گرا (بهره‌برداری) هزینه کمتر توسعه محصول را به دست می‌آورند و با برون‌سپاری نوآوری گرا (اکتشاف) موجب بهبود عملکرد محصول جدید و به‌موقع به بازار رسیدن محصول می‌شود. آن‌ها همچنین متوجه شدند که ارتباط داخلی بین بازاریابی و تولید و ارتباط خارجی بین تأمین‌کننده‌ها باعث تسهیل نمودن تأثیرات برون‌سپاری را بر به‌موقع به بازار رسیدن محصول و کارکرد محصول وجود دارد. برون‌سپاری همچنان زمانی که محصولات و فرآیندها پیچیده‌تر هستند مؤثرتر است، این مطالعه ارزش تمایز بین برون‌سپاری تکنولوژی اکتشاف و بهره‌برداری را تأیید می‌کند و نشان می‌دهد که عوامل دیگر مانند یکپارچگی سازمانی و پیچیدگی محصول/فرآیند نقشی مهمی در تأثیرات آن‌ها بازی می‌کند.

روتارمل و دیدز [8] به طور تجربی فرضیه‌های مقدماتی دیگر در مورد اتحاد و اکتشاف و بهره‌برداری در مدیریت تکنولوژی را تأیید می‌کنند. در مطالعه‌ای از شرکت‌های بیوتکنولوژی، آن‌ها متوجه شدند که تعداد اتحاد اکتشافی یک شرکت کاملاً مرتبط با تعداد محصولاتی است که در فرایند توسعه داشته‌اند و تعداد اتحاد بهره‌برداری که داشته‌اند کاملاً مرتبط با تعداد محصولاتی است که آن‌ها در بازار داشته‌اند. اتحاد اکتشافی آن‌هایی هستند که به‌صورت بالادست تعریف می‌شود و شامل تحقیقات پایه‌ای، کشف و توسعه داروهای جدید می‌شود. اتحاد بهره‌برداری آن‌هایی هستند که به‌صورت پایین‌دستی تعریف می‌شود، شامل آزمایشات کلینیکی، فرآیندهای قانونی FDA و بازاریابی/فروش می‌باشند. روتاارمل و دید همچنین متوجه شدند که تأثیرات اتحادها در شرکت‌های کوچک قوی‌تر از شرکت‌های بزرگ است. مثل مطالعه بنگتسون و دیگران این مطالعه ارزش تمایز بین نوآوری باز، اکتشاف و بهره‌برداری را تأیید می‌کند و به طور تئوری روابط سازگاری با فرآیندهای سازمانی دیگر را نشان می‌دهد.

هولمگویست [9] یک مطالعه موردی از فعالیت‌های توسعه محصول در یک شرکت نرم‌افزار اسکاندیناوی را برای کشف محرک‌های داخلی/خارجی اکتشاف/بهره‌برداری مورداستفاده قرارداد. او متوجه شد که فرآیندهای متنوع هر یک از دیگری تغذیه می‌کنند.

اغلب، نارضایتی از وضعیت فعلی در یک فعالیت کاری مشخص، یادگیری اکتشاف یا بهره‌برداری را در داخل یا خارج از شرکت تحریک می‌کند.

به‌عنوان‌مثال، ناامیدی از فعالیت‌های بهره‌برداری داخل سازمانی [10] می‌تواند وسیله‌ای باشد که اکتشاف بین سازمانی [11] را برای راه‌حل‌های بهتر تحریک کند. همین‌طور، ناامیدی از اکتشاف بین سازمانی می‌تواند منجر به یادگیری بهره‌برداری داخل سازمانی شود که به دنبال یافتن بهبودها است.

لاوی و روسنکوف [12] از یک نمونه شرکت‌های نرم‌افزاری استفاده کردند تا به‌طور تجربی تفاوت‌های ظریف تئوری متعددی که آن‌ها در مورد اکتشاف، بهره‌برداری و نوآوری باز توسعه داده‌اند را بررسی کنند. آن‌ها پیشنهاد کردند که اتحادها اکتشافی یا بهره‌برداری می‌تواند در هر یک از سه قلمرو وظیفه، ساختار و مشخصه باشند.

قلمرو وظیفه به این مورداشاره دارد که متحد شریک بالادستی است یا پایین‌دستی. اولی اکتشافی و دومی بهره‌برداری است.
قلمرو ساختار به این مورداشاره دارد که اتحاد با این شرکت برای اولین بار صورت گرفته یا قبلاً هم با او در موارد مشابه اتحادهایی داشتیم. مورد اولی بیشتر اکتشافی و مورد دومی بیشتر بهره‌برداری می‌باشد.
قلمرو مشخصه به این برمی‌گردد که آیا شریک اتحادی با سازمان مرکزی در مشخصه‌هایی از قبیل اندازه و صنعت پایه مشابه هستند یا خیر. اتحادهای با شرکا غیر همسان بیشتر اکتشافی هستند، در مقایسه با همسان‌ها که بیشتر بهره‌برداری‌اند.

لاوی و روسنکوف نشان دادند که ظرفیت جذب سازمانی [13] یک نیروی ارتقاء دهنده اکتشاف در هر سه قلمرو است و سکون سازمانی [14] یک نیروی ارتقاء دهنده بهره‌برداری در هر سه قلمرو اتحاد است. آن‌ها همچنین دریافتند سازمان‌ها مایل هستند سطوح اکتشاف و بهره‌برداری‌شان را در میان قلمروها متعادل سازند تا افزایش در اکتشاف، در یک حوزه با تغییر بیشتر بهره‌برداری در دیگری تکمیل شود. همچنین، با گذشت زمان، سازمان‌ها سعی می‌کنند به‌وسیله تنظیم کردن سطوحشان در قلمروهای مختلف تعادلی در اکتشاف و بهره‌برداری به دست آورند. به طور متوسط با گذشت زمان، سطوح اکتشاف و بهره‌برداری تمایل به تثبیت دارند. لاوی و روسنکوف هم مانند هولمگویست [15] تعاملات پیچیده و چندوجهی اکتشاف و بهره‌برداری در اتحادهای تکنولوژی را نشان دادند و لایه‌های بیشتری از پیچیدگی بر مدل اساسی که توسط بنگتسون و همکاران (۲۰۰۹) و روتارمل و دیدز (۲۰۰۴) به ارائه نمودند.

روتارمل و الکساندر [16] هم مفهوم چندوجهی بیشتری از اکتشاف و بهره‌برداری در اتحادهای تکنولوژی بیان کردند، اگرچه دقیقاً در همان مسیر قرار نداشتند. آن‌ها اکتشاف را به‌عنوان بسیج یک تکنولوژی جدید یا تکنولوژی‌ای که برای آن شرکت جدید است تعریف کرده‌اند. آن‌ها نوع دومی از دوسوتوانی بر پایه این‌که آیا تکنولوژی یک منبع داخلی است یا خارجی پیشنهاد کردند. توانایی مدیریت هردوی منابع خارجی و داخلی نوعی از دوسوتوانی به‌حساب می‌آید، اما آن‌ها نام اکتشاف و بهره‌برداری را برای این توانایی‌ها بکار نمی‌برند. اطلاعات آن‌ها، از شرکت‌های سازنده جمع‌آوری‌شده و نشان می‌دهد که ارتباط بین عوامل داخلی و خارجی و عملکرد شرکت به صورت  است و نسبت‌های بسیار بالای منابع داخلی و خارجی‌ای که در مقایسه با نسبت‌های متعادل‌تر کمتر کارا هستند؛ و حتی اگر اتحادها اکتشافی یا بهره‌برداری باشند نیز تأثیری بر این روابط ندارند.

این تحقیق بر اکتشاف، بهره‌برداری و نوآوری باز در مدیریت تکنولوژی نشان می‌دهد اتحادهایی که ممکن است برای اکتشاف یا بهره‌برداری شکل‌گرفته‌اند منجر به چالش‌های سازمانی متفاوتی می‌شوند و متقابلاً تأثیرات مفیدی در جنبه‌های متفاوت فعالیت سازمانی خواهند داشت. موضوعات موجود در هر دو فعالیت اکتشاف و بهره‌برداری می‌توانند جستجو را برای راه‌حل‌های دیگر آغاز کنند.


قسمت قبلی قسمت بعدی
اکتشاف، بهره‌برداری و مدیریت تکنولوژی منبع یابی تکنولوژی
اکتشاف، بهره‌برداری و نوآوری باز
4.8 (96%) 5 رای

پانویس ها و مراجع   [ + ]

دیدگاه بگذارید

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz