در یازدهمین قسمت استراتژی از رویکرد دوسوتوانی سازمانی با هارمه همراه باشید تا به بررسی اکتشاف، بهره‌برداری و مدیریت تکنولوژی بپردازیم. بیشتر این بخش به بررسی ادبیات مشترک مدیریت نوآوری و دوسوتوانی می‌پردازد بااینکه در بخش‌های قبلی کامل در مورد اکتشاف و بهره‌برداری صحبت نموده ایم ولی بد نیست دوباره از دیدگاه مدیریت نوآوری به آن نگاهی بیاندازیم.

اکتشاف، بهره‌برداری و مدیریت تکنولوژی

باید در نظر گرفت که قبلاً ایده‌هایی شبیه و همسو با اکتشاف و بهره‌برداری در ادبیات مدیریت تکنولوژی وجود داشته است. به‌عنوان‌مثال مفاهیم همچون نوآوری رادیکال یا بنیادی و نوآوری تکاملی یا تدریجی [1] و ساختارهای ارگانیکی و مکانیکی، مدل طراحی‌های صلب و سیال[2]، تکامل صنعت و مراحل مشخص آن، مدل «بازی‌های نوآور» [3] نمونه‌هایی از این مواردند که شامل هر دو استراتژی اکتشاف یا بهره‌برداری بوده اند.

این جذابیت بلند‌مدت ممکن است بازتاب آگاهی بلندمدت محققین و متخصصان مدیریت تکنولوژی در مورد این موضوع باشد که شرکت‌ها اگر می‌خواهند موفق باشند نیاز دارند هر دو فعالیت اکتشاف و بهره‌برداری را انجام دهند. ولی این موضوع، این سؤال را به وجود می‌آورد که چه چیز جالب جدیدی در این آگاهی بلندمدت وجود دارد که به فهم بهتر ما از مدیریت تکنولوژی کمک می‌کند. چه چیزی قرار است کشف شود که تاکنون شناخته‌نشده بوده و در اصطلاحات علمی سنتی این رشته نیامده بوده است؟

نتیجه این بازبینی نشان می‌دهد که ایده‌های سنتی این حوزه اکتشاف و بهره‌برداری را در یک مسیر دوطرفه نشان می‌دهند،  به‌عنوان‌مثال ساختارهای ارگانیکی و مکانیکی و آن‌ها را مجزا و متفاوت می‌بیند و در عمل به امکان ادغام آن‌ها در یک ساختار مستقل مجرد به‌طور گسترده اشاره نمی‌نماید. دوسوتوانی تلاش می‌کند که مدیریت اکتشاف و بهره‌برداری را در ایجاد یک ساختار یکپارچه دوطرفه باوجود تناقض‌های ذاتی‌شان، بررسی نماید.

باید در نظر داشت که توانایی اکتشاف و بهره‌برداری به‌طور همزمان یکی از مظاهر دوسوتوانی سازمانی است. با پیروی از گیبسون و بیرکینشاو (۲۰۰۴)، برای مفهوم دوسوتوانی پیشنهاد می‌کنیم با گسترش بسیار وسیع‌تر ساختار مفهوم دوسوتوانی از توانایی‌های شرکت برای ایجاد تعادل فعالیت‌های مختلف به‌طور همزمان در وضعیت موازنه استفاده نماییم. بااینکه مدیریت این تناوب موازنه، چالش‌های سازمانی نه‌چندان کوچک و بااهمیتی را ایجاد می‌کند، اما توانایی سازمان در تطبیق و مهار این موازنه می‌تواند به‌طور مؤثر باعث توسعه عملکرد شرکت شود.

تعاریف مشترک اکتشاف، بهره‌برداری و مدیریت تکنولوژی

تقارب نسبتاً خوبی در معانی اکتشاف و بهره‌برداری در مفهوم مدیریت تکنولوژی وجود دارد، اگرچه هیچ تعریف انفرادی‌ای به‌صورت کلی پذیرفته‌نشده است. نقطه اصلی تفاوت در این تعاریف این است که یک تعریف به چه میزان معنای وسیعی می‌تواند داشته باشد، اگرچه تعاریف موردنظر هیچ تناقضی باهم ندارند.

روتاارمل و همکارانش در کارشان در مورد اتحادهای تکنولوژیکی، تعاریف بسیار کوتاهی متمرکز بر تکنولوژی اقتباس کرده‌اند. به طور مثال تعریف زیر را ارائه کرده‌اند:

«با استفاده از این تعاریف، می‌فهمیم اکتشاف یافتن منابع جدید تکنولوژی و بهره‌برداری استفاده از منابع شناخته‌شده تکنولوژی است» [4]

روتاارمل و دیدز این تعریف را به شیوه کمی متفاوت ارائه کرده‌اند:

«اتحادهای اکتشافی بر برانگیختن کشف یک چیز جدید اشاره دارد و در تحقیقات و فرآیند توسعه بر [R] تمرکز دارند.»
«اتحادهای بهره‌برداری بر هدف پیوستن شایستگی‌های موجود در مرزهای سازمان برای ایجاد هم‌افزایی که بعداً در بین شرکا تقسیم می‌شود، اشاره دارد و در تحقیقات و فرآیند توسعه بر [D] تمرکز دارند.» [5]

این تعاریف متمرکز بر تکنولوژی کمی باهم متفاوت هستند ولی متناقض نیستند. محققین دیگر با چارچوب‌های وسیع‌تری کارکرده‌اند و طرح‌های مفهومی‌شان شامل مفاهیم بازاریابی و همچنین تکنولوژی است، در اینجا باید خاطرنشان کرد که مدیریت تکنولوژی موفق باید شامل توجه جدی به مباحث بازاریابی نیز باشد. به‌عنوان‌مثال اسمیت و توشمان (۲۰۰۵) :

نوآوری بهره‌برداری را تغییرات تدریجی در تکنولوژی و بازاریابی برای مشتریان فعلی سازمان در نظر می‌گیرد؛ و
نوآوری اکتشافی را تغییرات اساسی شامل تغییرات معماری یا تغییرات ناپیوسته در تکنولوژی یا بازارهای جدید و نوظهور می‌داند.

تعریف نمانیک هر دو مبحث را شامل می‌شود:

«ازیک‌طرف، اکتشاف بر پایه مشتری و تکنولوژی‌ها موجود به یک شرکت این امکان را می‌دهد که قابلیت اعتماد را افزایش دهد و صرفه به مقیاس و دامنه به دست آورد. از طرف دیگر توسعه بنیادی محصولات جدید از طریق اکتشاف، فرصت‌های بزرگ‌تری برای رشد و افزایش انعطاف‌پذیری برای انطباق و تجدید سازمان به وجود می‌آورد.» [6]

دنیلز (۲۰۰۲)، نیز در تحقیقش در مورد اکتشاف و بهره‌برداری، موضوعات بازاریابی و تکنولوژی را به تعادل گنجانده است. در تحقیقات هی و وانگ نیز هر دو مبحث شامل می‌شوند ولی بر این موضوع تأکیددارند که بازارها تکنولوژی را هدایت می‌کند. نوع شناسی جدید استراتژی نوآوری تکنولوژی هی و وانگ در دو بعد عمومی:

نوآوری اکتشافی که شامل فعالیت‌های نوآوری تکنولوژیکی با هدف ورود به حوزه بازار-محصول جدید است.
نوآوری بهره‌برداری که شامل فعالیت‌های نوآوری تکنولوژیکی با هدف پیشرفت گزینه‌های بازار-محصول موجود است. [7]

نظریات گوبو و اولسون همچنین شامل مباحث سازمان نیز علاوه بر تکنولوژی و بازارها می‌شوند تا دامنه تعریف خود را بیشتر گسترش دهد،

«اکتشاف شامل نوآوری بنیادی در جهت تغییرات معماری، منطق و اصول تکنولوژی، سازمان یا بازارها است، درحالی‌که بهره‌برداری شامل نوآوری تدریجی و پیشرفت‌هایی است که ساختار یا منطق پایه‌ای را اصلاح می‌کند یا کارایی را افزایش می‌دهد … اکتشاف ذاتاً کارا نیست، ولی در عوض یک فرآیند نامعینی است که اقدام به جستجوی فرصت‌های جدید کسب‌وکار بر پایه تکنولوژی می‌کند.»[8]

می توان گفت که زمانی که از تکنولوژی صرفاً صحبت می‌شود، اکتشاف شامل جستجو برای تکنولوژی‌های جدید برای شرکت و تطبیق با آن است. درحالی‌که بهره‌برداری شامل استفاده از تکنولوژی‌هایی است که در حال حاضر شرکت بر آن‌ها مسلط شده است. برای اکتشاف، بهره‌برداری و مدیریت تکنولوژی چشم‌انداز وسیع‌تری باید اتخاذ شود و مباحث بازاریابی و سازمان نیز در طرح مفهومی گنجانده شوند. این امر امکان را به ما می‌دهد که به‌طور مؤثرتری در مورد موضوع بحث کنیم.


قسمت قبلی قسمت بعدی
گزینه‌هایی برای تحقق دوسوتوانی
(رفتار مدیریت ارشد سازمان)
اکتشاف، بهره‌برداری و نوآوری باز
اکتشاف، بهره‌برداری و مدیریت تکنولوژی – نوآوری
5 (100%) 3 رای

پانویس ها و مراجع   [ + ]

دیدگاه بگذارید

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz